رفتی و از رفتن تو
قلب آیینه شکسته
کوچه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد
توده ی ابر سیاهش
بی تو من از نسل بارانم
چون ابر بهارانم،گریانم
بی تو من باچشم گریان،سیل غم بود آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم
salam wblage ghashange diro mamnon az inke baraye man nazare goozashtie in shere habibam khili ghashnge hamishe movafagh bashe be salamate azizam babay