خسته ام
گردونه گردان خسته ام
قلب جنگل با تبر در خاک عشق خسته ام.
دریغا شاهد مرگ دل من کسی
نیست.کسی دلش با دل من یکی نیست
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد، کسی جای در این خانه ویرانه ندارد .
گفتم مه من چه تو در دام نیفتی ، گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد،در
انجمن عقل فروشان ننهم پای، دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد.